تبليغاتX
شکوفه بهاری
نوشته های تینا

سلام به دوستان عزیزم که همیشه بانظر های قشنگشون منو خوش حال میکنند.

میخواهم خاطره ی کلاس اولم روبراتون بنویسم...

من کلاس اول هنوز دوستی نداشتم که موقع زنگ تفریح با اون برم بیرون .

روز دوم مدرسه ها برای من روز اول بود چون من روزاول سیرجان نبودم

وهمراه خانواده ام داشتیم از طرف مشهد به سیرجان راه می افتادیم.

روز دوم که من به مدرسه اومدم یک دوستی پیدا کردم که اسمش هانیه  بود.

زنگ تفریح هانیه به من گفت که روز اول که تونبودی به ماها کیف وصابون

وحوله دادن منم باناراحتی گفتم اگه الان من برم پیش خانم پرورشی اون به من

چیز هایی که به شما داده به منم می ده اون گفت نه چون خانم بقیه کیفها رو فرستاده بود اداره... 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 10:49  توسط تینا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش امدین من تینا 11 ساله هستم
و از همه شما که به وبلاگ تینا میایین ممنونم
با نظرتون خوشحالم میکنید
موفق باشین

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
××شهاب اسمانی××
**کلبه سکوت **
**مریم مقدس**
**عاشق کربلا**
××رازشب بارانی××
××دوست ندارم××
××اواز تنهایی .مریم××
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان