تبليغاتX
شکوفه بهاری
نوشته های تینا

 امام حسن مجتبی (ع)فرمودند:

 شب جمعه مادرم را دیدم که از بستر برخا ست

وبه نماز ایستاد و همچنان به رکوع وسجود و عبادت پرور دگار تا انچه سپیده سحر

دمید به دعا های اوگوش کر دم نام مردان وزنان با ایمانی را به زبان می اورد وبرای

مومنان بسیار دعامی کرد ولی یک بار برای خود دعا نکرد.

پس عرض کردم مادرم! چرا برای خود دعا نمی کنی ان گونه که برای دیگران دعا

فرمودی؟

فرمود:

((پسرم اول همسایه بعد خانه))

نیز از حسن بصری نقل شده که گفت:

در امت اسلام هیچ کس عابد تر از فاطمه(ع) نبود او انقدر به عبادت ایستاد که

پاهایش ورم کرد.

کوتاه سخن انکه :روا یت شده هنگام عبادت نور حضرت زهرا (ع) برای اهل اسمان

می درخشید همان گونه که ستا رگان اسمان برای اهل زمین می درخشیدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 12:22  توسط تینا | 

هر گز کسی نظیر تو پیدا نمی شود             همتا کسی به عصمت کبری نمی شود

 

ای کوثری که خیرکثیر از وجود توست       اسلام جز به فیض تو احیا نمی شود

 

هرچند دختران دگر داشت مصطفی            هردختری که (ام ابیها)نمی شود

 

بعد از توای شکوفه ی زیبای احمدی           لبهای من دگر به خنده وا نمی شود

 

چون خواستم که دفن کنم پیکر تورا            دیدم بدون یاری طاها نمی شود

 

دادم تورا به دست نبی چون که هیچ کس       بر دفن جان خویش مهیا نمی شود

 

خواهم کنارقبر تو نالم شبانه روز                اما به پیش دیده ی اعدانمی شود

 

اید به گوشم از درو دیوار ناله ات               یک دم خموش نغمه غم ها نمی شود

 

گریم نهان  به یاد تو زهرا تمام عمر            داغ تو اتشی است که اطفا نمی شود

 

جز در ظهور حضرت مهدی منتقم              راز نهان قبرتو افشا نمی شود

 

 

فرا رسیدن ایام سوگواری ام ابیها حضرت فاطمه زهرا (س) را برهمه ی شیعیان

 

 ومحبان ان حضرت وشما دوستان عزیزم تسلیت میگم

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 16:35  توسط تینا | 

سلام به دوستان عزیزم که همیشه بانظر های قشنگشون منو خوش حال میکنند.

میخواهم خاطره ی کلاس اولم روبراتون بنویسم...

من کلاس اول هنوز دوستی نداشتم که موقع زنگ تفریح با اون برم بیرون .

روز دوم مدرسه ها برای من روز اول بود چون من روزاول سیرجان نبودم

وهمراه خانواده ام داشتیم از طرف مشهد به سیرجان راه می افتادیم.

روز دوم که من به مدرسه اومدم یک دوستی پیدا کردم که اسمش هانیه  بود.

زنگ تفریح هانیه به من گفت که روز اول که تونبودی به ماها کیف وصابون

وحوله دادن منم باناراحتی گفتم اگه الان من برم پیش خانم پرورشی اون به من

چیز هایی که به شما داده به منم می ده اون گفت نه چون خانم بقیه کیفها رو فرستاده بود اداره... 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 10:49  توسط تینا | 

سلا مبه کربلا... سلام به زمین داغ و سوزان کربلا... سلام به لا له های خونین کربلا...سلام به لبهای خشکیده کربلا.... سلام به بدنهای قطعه قطعه شده کربلا... سلام به دوست بریده عباس سقای کربلا... سلام به گلوی دریده شش ماهه کربلا... سلام به سرهای از تن جدا شده کربلا... سلام به خیمه های سوخته کربلا... سلام به طفلان گریان و هراسان شب یازدهم کربلا... سلام به زینب پیام رسان کربلا...و سلام به سید و سالار شهیدان کربلا حسین زهرا(س)

فرا رسیدن ایام محرم وعا شورای حسینی را به همه شما دوستان

 تسلیت می گویم 

 

 

 

 

سلام به همه ی دوستان گلم امیدوارم بتوانم مطالب جالبی را در این وبلاگ بنویسم البته با کمک شما دوستان خوبم که با نظرات قشنگتون منو همراهی میکنید....

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 11:55  توسط تینا | 

   ام ابیها

 

 دنیاچوقطره ای ودریازهرا

 

 

                   کی فرصت جلوه دارد اینجازهرا

 

 

قدرش بود امروز نهان چون دیروز

 

 

                  هنگامه کند ولیک فردا زهرا

 

خالق چوکتاب خلقت انشا فرمود:

 

                  عالم چو الفبا شد ومعنا زهرا

 

احمد که خداگفت به مدحش(لولاک)

 

                 کی می شدی افریده لولازهرا

 

 

طاهاوعلی دو بیکران دریایند

 

                وان برزخ مابین دودریا زهرا 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 15:39  توسط تینا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش امدین من تینا 11 ساله هستم
و از همه شما که به وبلاگ تینا میایین ممنونم
با نظرتون خوشحالم میکنید
موفق باشین

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
××شهاب اسمانی××
**کلبه سکوت **
**مریم مقدس**
**عاشق کربلا**
××رازشب بارانی××
××دوست ندارم××
××اواز تنهایی .مریم××
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM